Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

نگرش یعنی همه چیز - قسمت اول

نگرش یعنی همه چیز - قسمت اول

نویسنده: جف کلر
مترجم: امیرحسین مکی

این متن توسط آقای محسن عسکری برای سایت کافه‌خوندنی، تهیه و ارسال شده است.

جِف کِلر در صفحه 169 کتاب خود معتقد است و به ما می‌گوید که تنها ده درصد از زندگی‌اش بر اساس پیشامدها بوده و نود درصد بقیه بر اساس واکنشی است که در قبال آن از خود نشان داده است...بله.. ما مسئول نگرش خود هستیم....

سئوال: چرا نگرش؟!

هر چه از عمرم می‌گذرد بیشتر به تاثیر نگرش بر زندگی‌ام پی می‌برم. از نظر من نگرش مهم‌تر از وقایع است. نگرش مهم‌تر از گذشته، تحصیل، پول، شرایط، شکست، پیروزی و مهم‌تر از هر چیزی است که مردم می‌اندیشند یا می‌گویند یا انجام می‌دهند. بله، نگرش مهم‌تر از زیبایی ظاهری، استعداد یا مهارت است. این همان نگرش است که می‌تواند یک شرکت، کلیسا و یا خانه‌ای را ویران کند.

اما داستان زندگی من... و شبی که زندگی‌ام متحول شد.

ساعت یک بامداد اوایل سال 1985 میلادی بود که کمکی از یک منبع نامعلوم رسید. من در سال 1980 از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدم و در اوایل سال 1981 با همسرم دولورس، یکی از هم‌کلاسی‌هایم آشنا و ازدواج کردم و فکر کردم وارد مسیر خوشبختی و موفقیت شده‌ام. تنها پس از چند سال از وکالت متوجه شدم که به هیچ وجه راضی نیستم. جنبه‌هایی از شغل وکالت مثل کمک به مردم در رفع اختلافاتشان را دوست داشتم ولی از پرونده‌های قطور و کاغذبازی‌ها بیزار بودم... اما کار به همین‌جا ختم نمی‌شد... رفته رفته نارضایتی‌ام بیشتر شد و به تدریج ناامید و افسرده شدم و دیگر از زندگی‌ام راضی نبودم....

در همان شب من از شدت ناراحتی نمی‌توانستم بخوابم و شبکه‌های تلویزیونی را پشت‌سرهم عوض می‌کردم تا شاید خودم را سرگرم کنم. من همیشه آگهی‌های تبلیغاتی را در کسری از ثانیه عوض می‌کردم اما یک آگهی به نام «بانک ذهنی» با اجرای فلورنس هندرسون توجه من را جلب کرد. این بانک شامل یک دوره تعالیم و دروسی خانگی بود که در آن دستاوردهای زندگی، همگی به باورهای ناخودآگاهمان نسبت داده می‌شد.

من در آن موقع به قدری مستأصل و درمانده بودم که تصمیم گرفتم برنامه را امتحان کنم. خودمانیم... یکی دو روز بعد به دولورس با خجالت گفتم که چه کار کردم. او بهت‌زده و ناباورانه به من گفت: تو چه کار کردی؟!!! و بسیار از وسوسه‌شدن من در خرید شوکه شده بود. آن هم خرید از یک آگهی تبلیغاتی...

شاید باورتان نشود ولی همین انتخاب باعث شد که از همان لحظۀ دریافت برنامه، نگرش مثبت را جایگزین نگرش منفی کنم و تازه یاد گرفتم که چطور افکار ما کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کنند و از این نکته به شدت دچار هیجان و شگفتی شدم و قبل از آن هیچ چیزی از این مطالب به گوشم نخورده بود و در مدارس نیز این نکات را به ما نمی‌آموزند. همین تصمیم شغل من را از وکیل به سخنران انگیزشی سوق داد و اولین سخنرانی‌ام را در سال 1989 پس از چهار سال تحقیق فشرده و متمرکز در یک دبیرستان محلی انجام دادم. اما با آن همه تمرین در شب سخنرانی نزدیک بود از شدت ترس زهره‌ترک شوم. قلبم به شدت می‌تپید و خیس عرق شده بودم... اما هر طور بود بر ترس خودم چیره شدم و شهامت انجام آن را پیدا کردم. در آن دوره این کار برای هر جلسه سی دلار درآمد داشت ولی درآمد ممکن سالیانه من در شغل وکالت یک صد هزار دلار بود.

در سال 1992 به طور تمام وقت به کار سخنرانی و نویسندگی مشغول شدم. اما مادرم از این انتخاب من به هیچ وجه خوشحال نبود، چون مثل جمله «پسرم وکیل است» دهان‌پُرکن نبود. اما وقتی هدفی را دنبال می‌کنید باید تاوانش را هم بدهید. من در زندگی یاد گرفته‌ام که  اگر در زندگی‌تان بخواهید مسیر تازه‌ای را دنبال کنید اغلب باید چند قدمی به عقب بازگردید و چیزهایی را نیز فدا کنید. برای همین من مجبور بودم در مسیر موفقیت بخشی از امتیاز شعارهایم در تبلیغاتم با عنوان «نگرش یعنی همه چیز» را نیز واگذار کنم.

این کتاب از سه بخش تشکیل شده و به ترتیب از ذهن، گفتار و الگوهای عمل و حرکت در قالب دوازده درس سخن به میان می‌آورد.

نگرش آن چیزی است که از پشت آن شما دنیا را می‌بینید. نگرش همان فیلتر ذهنی است که از ورای آن دنیا را تجربه می‌کنید. فرد دارای نگرش منفی در ذهن خود بر واژه‌ها و افکاری همانند نمی‌توانم، توجه به مشکلات، دیدن عیوب و ایراد گرفتن از دیگران، توجه بر کمبودها و محدودیت‌ها تمرکز دارد و فرد دارای نگرش مثبت می‌اندیشد و می‌گوید، من می‌توانم، بر راه‌حل‌ها تمرکز دارد، خوبی‌های دیگران را می‌بیند و بر نعمت‌ها و امکانات تمرکز دارد.

برای فهمیدن تفاوت این دو نگرش راه رفتن کودکان را درست در زمانی که به زمین می‌خورند در نظر بگیرید. کودک وقتی سِکندری می‌خورد و به زمین می‌افتد اخم نمی‌کند، پدر یا مادرش را سرزنش نمی‌کند. او از کارش دست نمی‌کشد و به جای گریه لبخند می‌زند و دوباره تلاش می‌کند و این به دلیل «پنجره ذهنی» پاک کودک است که هیچ محدودیت ذهنی نداشته و احساس می‌کند می‌تواند دنیا را فتح کند. اما به تدریج انتقادهای والدین و مدارس و وقایع زندگی این پنجره را غبارآلود و هر روز کثیف‌تر می‌کند و بیشتر مردم هم هیچ کاری برای زدودن آن نمی‌کنند. من در دورانی که وکیل بودم همین‌طور پنجره ذهنی‌ام غبارآلود و کثیف بود. ولی به تدریج یاد گرفتم که پنجره‌ام را تمیز و نگرشم را اصلاح کنم تا دنیا را شفاف‌تر مشاهده کنم. البته این وظیفه شما است که پنجره ذهنتان را تمیز کنید و من هم شما را در این کار تشویق می‌کنم. نگران نباشید، می‌دانم الان پیش خودتان چی می‌گویید.... نفسم از جای گرم بلند می‌شود... درست است؟ اما بد نیست بدانید من هم سختی‌هایی داشتم و به علاوه می‌دانم که در گذشته و یا اکنون چه سختی‌هایی را تحمل کرده‌اید اما هم‌اکنون نیز می‌توانید از نیروی انتخاب نگرش بهره‌مند گردید.

آری، نگرش‌تان را تغییر دهید تا زندگی‌تان نیز دگرگون گردد.

 

 

بدلیل حفظ حقوق مولف، متن کامل کتاب در این سایت ارائه نمی‌شود.

بخش بعدی متن را می‌توانید در نگرش یعنی همه چیز - قسمت آخر مطالعه نمایید.

برای شرکت در مسابقه و پاسخ به سوالات وارد سایت شوید اگر عضو نیستید ثبت نام کنید


  • منبع: کلر، جف (1398). نگرش یعنی همه چیز، ترجمه امیر حسن مکی، تهران: انتشارات درسا، چاپ هفدهم.
  • تاریخ: دوشنبه 2 خرداد 1401 - 09:32
  • صفحه: سبک زندگی
  • بازدید: 2194

یادبان، نکوداشت یاد رفتگان

ارسال نظر

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

از اول خرداد 1400

هر هفته 10 جایزه

100 هزار تومانی و 5 جایزه 200 هزار تومانی

هر ماه یک جایزه یک میلیون تومانی

و 2 جایزه 500 هزار تومانی

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 217
  • بازدید دیروز: 8939
  • بازدید کل: 21128756