Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

اسلام بمثابه اصولی ایمانی اخلاقی فراتاریخی، یا احکامی متعلق به عصر نزول. نویسنده: محمد صالحی

اسلام بمثابه اصولی ایمانی اخلاقی فراتاریخی، یا احکامی متعلق به عصر نزول. نویسنده: محمد صالحی

یکی از چالشهای پیش روی دین مداران عصر حاضر، عدم تطبیق احکام و قوانین (خاصه) اجتماعی اسلام، از قبیل احکام قضاوت، اقتصاد، خانواده، حقوق مدنی و ... با مبانی عقلانیت نوین و یا عدم تایید توسط عرف عقلاست.

 برای بررسی صحت این ادعا و یا خروج از بن بست ایجاد شده توسط چالش مذکور ، بایستی برخورد مطالعاتی با اسلام ( و یا هر متن مقدس تاریخی دیگر ) ، را بر اساس یکسری روشهای علمی درست ( هرمنوتیکی ) انجام داد والا نتیجه آن ، چیزی جز ، افتادن در مسیر فهم غلط و نهایتا ، باور به اسلام خشن و بی هویت ، و رها کردن آن ، نخواهد بود .  در این مجال ، راهکاری که برای مطالعه اسلام ارائه می شود ، می تواند به فهم درست آن ، کمک شایان و قابل قبولی بنماید .

 الف ) شاخصه های مهم در بررسی دین :

 برای ورود به بحث بررسی دین و شریعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احکام اجتماعی ) ، بایستی ، سه شاخصه مهم زیر مورد توجه قرار گرفته و بطور دقیق ، جداسازی و ارزیابی گردد :

 ۱- اصول اساسی مطرح در پیام خداوند ؛ که هدف دراز مدت رسالت نیز ، رسیدن به همانهاست . (در همانند سازی ، می توان با اصول قانون اساسی یک کشور مقایسه کرد.)

 ۲- احکام و قوانین مقطعی ، در به جریان انداختن و عملیاتی کردن هدف مذکور ؛ که محکوم به محدودیتهای قابلیت های جامعه و امکانات حکومت گردیده و بناچار ، نیازمند برنامه ریزی های کوتاه مدت ، ولی با رعایت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق می شود .  (در همانند سازی ، می توان به قوانین دوره های مختلف مجلس آن کشور اشاره کرد.)

 ۳- ابزارهای مورد نیاز جهت تقنین ، برای دستیابی به اهداف بند ۱

 ب) جایگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دین و شریعت اسلام :

 در آیات مختلف قرآن و سیره پیامبر(ص) ، عینیت شاخصه های فوق ، به شرح مختصر زیر ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسی است :

 ۱- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسی و فراتاریخی رسالت محمد(ص) ؛ که بایستی ، در آیات مکی ( نازل شده در مکه ) ، توصیه های اخلاقی ذیل آیات مختلف مدنی ( نازل شده در مدینه ) ، از قبیل آیات احکام و آیات مشتمل بر وقایع تاریخی و علمی و هم چنین خطابه ارزشمند پیامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . که بطور اجمال ، شامل معنویت گرایی ، جهان بینی توحیدی و زیست اخلاقی است .

 ۲- شاخصه دوم : احکام و قوانین عصر نزول ، که تاریخی و زمانمند می باشند ؛

 که بایستی ، در آیات مدنی ، از قبیل آیات جهاد ، آیات مبتنی بر قوانین مدنی و حقوقی زن و مرد ، احکام قصاص ، احکام اقتصادی و ... مطالعه و بررسی شوند ، ولی با این دید که آنها ، برنامه میان راهی و کوتاه مدت حکومت پیامبر(ص) ، در مدینه ، ولی با رعایت و رسیدن به اصول اساسی بند ۱ ، برای اداره جامعه تحت حکومت ایشان بوده ، که با توجه به همه قابلیتهای انسانی موجود ، توانائیها و حد فهم و پذیرش آنها و امکانات در دسترس حکومت ، وضع شده اند و به هیچ وجه اصول فراتاریخی و قابل تسری به اعصار بعدی نیستند .

 ۳- شاخصه سوم : ابزارهای قانون گذاری ؛ که در آیات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پیامبر(ص) در وضع قوانین در مدینه ، در جریان اداره حکومت خود ، قابل مشاهده و بررسی بوده و می توان به بعض آنها در آیات زیر اشاره کرد :

 * قاعده اعتبار بخشی به همه نظریه ها و روشهای موجود جهت بررسی و مطالعه و سپس انتخاب بهترین روش اجرایی و مدیریتی . (فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب )

 * قاعده مخاطبه و مذاکره ، با رعایت حد فهم و پذیرش صاحبان نظریه های متفاوت و استفاده از ابزارهای قابل اطمینان.( ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین)

 ج) مثالی ملموس از لزوم رعایت شاخصه های فوق : حقوق زن

 شاخصه اول : تساوی حقوق مدنی و ارزشی زن و مرد و مشارکت در بنای زندگی. (انا خلقناکم من ذکر و انثی) (هن لباس لکم و انتم لباس لهن) (انا کرمنا بنی آدم) (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها)

 شاخصه دوم : قوانین مقطعی اجرایی ، که متناسب با شرایط میان راهی و کوتاه مدت عصر نزول ، در قابلیتهای زن و مرد و امکانات و محدودیتهای حکومت بوده و منجر به تقنین ارث و دیه در حد نصف مرد و یا معادلسازی شهادت دو زن با یک مرد و یا وجوب نفقه و مزد کار زن در منزل بر عهده مرد و یا تملک زن بر حقوق خود و ... گردیده است .

 شاخصه سوم : مشاوره با عقلا و صاحبان ادیان و گروه های مختلف اجتماعی و گزینش بهترین راهکار مورد نیاز در آن مقطع تاریخی

 د) مثالی از شرایط قانون گذاری عصر جدید :

 شاخصه اول : برابری حق استفاده از منابع ملی برای تحصیل همه آحاد کشور

 شاخصه دوم : اعطای امتیاز خاص به ایثارگران توسط مجلس قانون گذاری ، با توجه به شرایط بوجود آمده در زمان جنگ و بعد از آن ، ( که قطعا مقطعی بوده و با گذشت زمان و تشخیص ادوار بعدی مجلسیان ، بایستی حذف شده و بر اساس همان شاخصه اول قانون گذاری گردد .)

 شاخصه سوم : روش کاربردی در کمیسیونهای تخصصی و کار گروه های مجلس

 و در یک کلام :

 با توجه به مباحث مختصر فوق ، یک محقق و منتقد منصف ، نباید اصول اول و دوم را خلط کرده و با بزرگنمایی شاخص دوم ، آنرا بعنوان هدف اساسی رسالت مطرح کرده و بدلایل عدم تطبیق با عقلانیت عرفی و یا سیره عقلای این عصر ، اساس دین را زیر سوال برده و تخریب نماید .  بلکه ، بایستی با برخورداری از اصل عدم جانبداری در بررسی متون و مبتنی بر کلیه اصول زبان شناسی و هرمنوتیکی ، بدنبال یافتن اصول اساسی و فراتاریخی ثابت رسالت ، که محیط بر مجموعه آیات قرآن است ، باشد و بر اساس آنها ، اقدام به قضاوت و ارزیابی عقلانی و اخلاقی بودن آنها نماید .

 و طبیعتا ، تضادها و یا تناقضهایی که احکام و قوانین بند دوم ، با عقلانیت عرفی امروزی دارند را ، از این نظر که جزو برنامه های میان راهی و کوتاه مدت حکومت پیامبر(ص) در مدینه بوده ، نگاه و بررسی کرده و با جسارت ، صرفا بعنوان روشهایی در مقطعی از تاریخ ، مورد ارزیابی در آن شرایط زمانی و با همان معیارهای عصر نزول مدینه ، قرار گیرند و به هیچوجه ، معیارهای عقلانیت و اخلاق امروزی را برای ارزیابی آنها بکار نگیرد ، مگر آنکه بخواهد در کنار دیگر روشها و احکام عقلانی امروزی ، مورد بررسی قرار داده و از بین آنها ، عاقلانه ترین ، اخلاقی ترین و عادلانه ترین را انتخاب نماید .

 با این تفکر اصیل و بالغانه ، به این نتیجه خواهیم رسید که :

 امروز نیز باید ، در چارچوب همان اصول اساسی بند ۱ و با استفاده از همان ابزار بند ۳ ، اقدام به قانون گذاری ، متناسب با شرایط زمان و مکان امروزی گردد و چون همه الزامات مشروعیت بخشی به آنها ، از قبیل رعایت فیلترینگ عدالت و اخلاق و عقلانیت عرفی در آنها شده ، بر اساس قاعده ملازمه در فقه مورد تایید شارع نیز خواهد بود :

 " کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 

 و قطعا ، در گذر زمان ، مجددا ، روزگاری خواهد آمد که ، با رعایت همان اصول بند ۱ و استفاده از ابزار بند ۳ ، قوانین امروزی ، که حکم همان احکام یند ۲ را دارند ، کارایی خود را از دست داده و نیاز به تقنین جدید و نو خواهد بود ، و همین است راه رشد و بلوغی که خداوند ، مد نظر قرار داده و هدف اصلی ارسال رسولان خود اعلام نموده است.

و اصطفی سبحانه من ولده انبیاء ..... یثیروا لهم دفائن العقول

برای شرکت در مسابقه و پاسخ به سوالات وارد سایت شوید اگر عضو نیستید ثبت نام کنید


اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

30 جایزه 100 هزار تومانی

برای 30 نفر در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 820
  • بازدید دیروز: 4996
  • بازدید کل: 7177357