Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

ادبیات

بازدید: 34621

  • آموزگار سر کلاس
    آموزگار سر کلاس

    "کشتی مسافران را بر عرشه داشت؛ در حال گردش و سیاحت بودند. قصد تفریح داشتند. امّا، همه چیز همیشه بر وفق مراد آدمی نیست! کشتی با حادثه روبرو شد و نزدیک به غرق شدن و به زیر آب فرو رفتن!

    ادامه...
  • بنگاه دنیاها. نویسنده: رابرت شکلی. مترجم: سارا حسین پور کهواز
    بنگاه دنیاها. نویسنده: رابرت شکلی. مترجم: سارا حسین پور کهواز

    تامپکینز وقتی این‌ها را می‌گفت، لبخند می‌زد. طوطی‌اش که ساکت بود هم به نظر لبخند می‌زد. آقای وین پرسید: «بعد چه اتفاقی می‌افتد؟» «ذهنت،که از جسم آزاد شده،می‌تواند از بین جهان‌های احتمالی بی‌شماری که زمین در هر ثانیه‌ای از وجودش می‌زاید یکی را انتخاب کند

    ادامه...
  • به یاد آر. نویسنده: خوان رولفو. مترجم: فرشته مولوی
    به یاد آر. نویسنده: خوان رولفو. مترجم: فرشته مولوی

    همان‌روزها بود که شوهر خواهرش را، هما‌ن که ماندولین می‌زد، کشت. ناچیتو تصمیم گرفت برود و شب، کمی بعد از سا‌عت هشت، وقتی‌که هنوز برای ارواحی که در برزخ‌اند، ناقوس می‌زدند، برای او سا‌ز بزند و آواز بخواند. بعد صدای جیغ و داد آمد و ....

    ادامه...
  • انتقام چمن. نویسنده: ریچارد براتیگان. مترجم: علی‌رضا طاهری عراقی
    انتقام چمن. نویسنده: ریچارد براتیگان. مترجم: علی‌رضا طاهری عراقی

    بعد غازها یک دسته‌ از اعضای ملول و وارفته تشکیل دادند و در یک حرکت به بقیه‌ی غازها هم خبر داد که بی‌پر شده‌اند. همه دلخور شدند اعتراض‌آمیز از زیرزمین زدند بیرون و کنار درخت گلابی جمع شدند و درست در همین موقع بود که جک با ماشین آمد توی حیاط.

    ادامه...
  • سرجوخه. نویسنده: ریچارد براتیگان. مترجم: اسدالله امرایی
    سرجوخه. نویسنده: ریچارد براتیگان. مترجم: اسدالله امرایی

    خانه‌ بغلی‌ کاغذی‌ نداشت‌ که‌ بدهد دریغ‌ از یک‌ پاکت‌ پستی‌ باطله. آخر بچه‌ دیگری‌ قبل‌ از من‌ جنبیده‌ بود. توی‌ خانه‌ بعدی‌ کسی‌ نبود. خوب‌ یک‌ هفته‌ همین‌طور گذشت. در به‌ در، خانه‌ به‌ خانه، کوچه‌ به‌ کوچه‌ و کو به‌ کو رفتم‌ و سرانجام‌ آنقدر کاغذ جمع‌

    ادامه...
  • قصه های خواندنی. نویسنده: ولفگانگ بورشرت. مترجم: سیامک گلشیری
    قصه های خواندنی. نویسنده: ولفگانگ بورشرت. مترجم: سیامک گلشیری

    زمانی دو انسان وجود داشتند. وقتی آن‌ها دو ساله بودند، با دست‌هایشان همدیگر را زدند. هنگامی‌که دوازده ساله شدند، با چوبدستی و سنگ به هم حمله کردند. زمانی که بیست و دوساله شدند، با تفنگ به هم شلیک کردند. وقتی چهل و دو ساله شدند، به هم بمب پرتاب کردن

    ادامه...
  • جنگ. داستان کوتاه از شروود اندرسون. مترجم: مهدی صادقی
    جنگ. داستان کوتاه از شروود اندرسون. مترجم: مهدی صادقی

    شروود اندرسون یکی از نویسندگان و شاعران عصر طلایی داستان کوتاه در آمریکاست. او در 1876 در ایالت اوهایو در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. او هیچ گاه تحصیلات منظمی نداشت و برای کسب درآمد به کارهایی چون دوچرخه سازی و تبلیغات تجاری و رنگ سازی مشغول شد...

    ادامه...
  • داستانی از تهمینه میلانی
    داستانی از تهمینه میلانی

    ته پیازو رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه...

    ادامه...
  • یک تکه از دیوار برلین. نویسنده:‌ سام شپارد. ترجمه: اسدالله امرایی
    یک تکه از دیوار برلین. نویسنده:‌ سام شپارد. ترجمه: اسدالله امرایی

    سام شپارد از نویسندگان معروف امریکایی است که بیشتر به نمایشنامه‌نویسی شهرت دارد. بیش از 45 نمایشنامه دارد و ده‌ها داستان کوتاه. در سی فیلم بازی کرده و نمایشنامه‌هایش جوایز متعددی برده. از جمله می‌توان به جوایز پولیتزر و جایزه‌ی اوبی اشاره کرد.

    ادامه...
  • گل رس. نویسنده: جیمز جویس. مترجم: یاسمن میرزائی
    گل رس. نویسنده: جیمز جویس. مترجم: یاسمن میرزائی

    از آن جایی که در تراموای درام کندرا هیچ کدام از مردهای جوان متوجه او نشده بودند فکر می‌کرد مجبور باشد سرپا بایستد اما مرد میان‌سال محترمی برایش جا باز کرد. مرد نیرومندی بود و کلاهی قهوه‌ای رنگ به سر داشت. صورت سرخ و مربعی شکل داشت و سبیل‌های خاکستری رنگ.

    ادامه...
  • سیاه و سفید. نویسنده: هارولد پینتر. مترجم: شعله آذر
    سیاه و سفید. نویسنده: هارولد پینتر. مترجم: شعله آذر

    نخستین تجربه‌ی پینتر در داستان‌نویسی در نوجوانی‌اش در ۱۹۴۵ است. او ابتدا کولوس را به صورت شعر و سپس داستان کوتاه نوشت و در یک مجله‌ی محلی به چاپ رساند.

    ادامه...
  • ساندویچ ژانبون با نان چاودار نویسنده: چارلز بوکفسکی. مترجم: علی امیرریاحی
    ساندویچ ژانبون با نان چاودار نویسنده: چارلز بوکفسکی. مترجم: علی امیرریاحی

    براي مدتي بعدازظهرها ديگر لايلا جين را نديدم. برايم مهم نبود. فصل فوتبال بود و من در رؤيايم کاپيتان تيم بودم. من مي‌توانستم توپ را هشتاد متر شوت کنم و با دست تا نود متر پرتاب کنم. البته به ندرت نيازي به شوت کردن بود، آن هم وقتي من خودم توپ را جلو مي‌بردم.

    ادامه...

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

30 جایزه 100 هزار تومانی

برای 30 نفر در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 10443
  • بازدید دیروز: 10617
  • بازدید کل: 8695337