Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

ادبیات

بازدید: 33925

  • مهمان. نویسنده: آلبر کامو. مترجم: احمد گلشیری
    مهمان. نویسنده: آلبر کامو. مترجم: احمد گلشیری

    صدای اسب از پشت دیوار به گوش می‌رسید که خره می‌کشید و سم به زمین می‌کوفت. دارو از پنجره به بیرون نگاه می‌کرد. هوا کم کم صاف می‌شد و روشنایی دشت برفپوش بیشتر می‌گشت. پس از آب شدن همه ی برف ها آفتاب بار دیگر دست به کار می‌شد و دوباره زمین ها را می‌سوزاند.

    ادامه...
  • لباس سر هم. نویسنده: چارلز بوکوفسکی. مترجم: بهمن کیارستمی
    لباس سر هم. نویسنده: چارلز بوکوفسکی. مترجم: بهمن کیارستمی

    اشکال کار آدمی ‌که ساعت یازده صبح به مقصد می‌رسه و ساعت هشت شب باید شعر بخونه، اینجاست که حد خودش رو تا حد آدمی‌ که اون‌ها می‌خوان روی صحنه ببینن، آورده پایین؛ آدمی‌که بشه تماشاش کرد، بهش خندید، و از میدون به درش کرد.

    ادامه...
  • زیادی خوب بودن
    زیادی خوب بودن

    زیادی خوب بودن خوب نیست زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی میشوی مثل شیشه ای تمیز

    ادامه...
  • گزارش. (داستان علمی تخیلی). نویسنده: دونالد بارتلمی. مترجم: آرمان سلاح ورزی
    گزارش. (داستان علمی تخیلی). نویسنده: دونالد بارتلمی. مترجم: آرمان سلاح ورزی

    دونالد بارتلمی ‌را عموماً به عنوان پدرِ داستان‌نویسی پست‌مدرن می‌شناسند. نویسنده‌ی بزرگ آمریکایی اما با داستان «علمی-تخیلی» هم بیگانه نیست.

    ادامه...
  • جشن فرخنده. نویسنده: جلال آل احمد
    جشن فرخنده. نویسنده: جلال آل احمد

    بابام حرف زدن با این همسایه‌ی کفتر باز را قدغن کرده بود. اما مگر می‌شد همه‌ی امر و نهی‌های بابا را گوش کرد؟ دو سه دفعه سنگ از دست اصغرآقا تو حیاط ما افتاده بود و صدای بابام را درآورده بود. یک بار هم از بخت بد درست وقتی بابام سرحوض وضو می‌گرفت ...

    ادامه...
  • ناقوس گوش بریده. نویسنده: الگا فیودوروفنا برگولتس. مترجم: آبتین گلکار
    ناقوس گوش بریده. نویسنده: الگا فیودوروفنا برگولتس. مترجم: آبتین گلکار

    الگا فیودوروفنا برگولتس (1975- 1910) شاعر و نویسنده روس. او که دختر یک پزشک پترزبورگی بود. از پانزده سالگی فعالیت ادبی داشت. در دهه 1930 چند مجموعه شعر منتشر کرد، ولی عمده شهرت او به واسطه دو اثر منثورش به نام‌های ستاره‌های روز و دفترچه لنینگراد است.

    ادامه...
  • مامور قطع آب. نویسنده: مارگریت دوراس. مترجم: قاسم روبین
    مامور قطع آب. نویسنده: مارگریت دوراس. مترجم: قاسم روبین

    زن‌ها را نمی‌شود انکار کرد. این زنی هم که فکر می‌کردیم حرف نمی‌زند چون هیچ وقت حرف نزده، می‌بایست حرف می‌زد. منتها نه از تصمیمش، ابدا. می‌بایست چیزی می‌گفت که جایگزین آن بشود، جایگزین تصمیمش، چیزی که از نظر خودش معادل آن باشد.

    ادامه...
  • مدرسه. نویسنده: دونالد بارتلمی. مترجم: اسدالله امرایی
    مدرسه. نویسنده: دونالد بارتلمی. مترجم: اسدالله امرایی

    خب همه بچه‌ها را بردیم که درخت بکارند، آخر حساب کردیم که این بخشی از برنامه آموزش آن‌ها باشد تا بفهمند ریشه چطور کار می ‌کند. می دانید، احساس مسئولیت و مراقبت از چیزها و مسئولیت فردی را‌می‌گویم. می ‌دانید که چه‌می‌گویم.همه درخت‌ها خشکیدند.

    ادامه...
  • گربه زیر باران. ارنست همینگوی. مترجم: احمد گلشیری
    گربه زیر باران. ارنست همینگوی. مترجم: احمد گلشیری

    زن از پلکان پایین رفت و صاحب هتل بلند شد ایستاد و جلو زن که از دفتر بیرون می‌رفت تعظیم کرد. میزش در انتهای دفتر قرار داشت. پیرمرد بود و قد بلندی داشت. زن گفت: «بارون می‌آد.» از صاحب هتل خوشش می‌آمد. «آره، آره، خانوم. هوا بده. هوای خیلی بدی‌یه.»

    ادامه...
  • محاکمه. آنتوان چخوف. مترجم: سروژ استپانیان
    محاکمه. آنتوان چخوف. مترجم: سروژ استپانیان

    شماها همه‌تان ادعا می‌کنید که من دروغ می‌گویم. حالا که این‌طور فکر می‌کنید، من هم دلم نمی‌خواد بیشتر از این با شما جروبحث کنم. آخر باباجونم، در قرن نوزدهم که نمی‌شود فقط با حرف خالی به جایی رسید،...

    ادامه...
  • خواب هاروی. نویسنده: استیون کینگ. مترجم: مژده دقیقی
    خواب هاروی. نویسنده: استیون کینگ. مترجم: مژده دقیقی

    می‌گوید: «نمی‌خواهم بقیه‌اش را بشنوم»، ولی به‌قدری آهسته حرف می‌زند که خودش هم به زحمت صدای خودش را می‌شنود. یک وقتی عضو باشگاه تئاتر غیرحرفه‌ای بود و حالا صدایش تا آن طرف آشپزخانه هم نمی‌رسد. ماهیچه‌های سینه‌اش خیلی ضعیف است، ...

    ادامه...
  • قطار. نویسنده: ریموند کارور. مترجم: اسدالله امرایی
    قطار. نویسنده: ریموند کارور. مترجم: اسدالله امرایی

    ریموند کارور (Reymond Carver) نویسنده‌ی معاصر آمریکایی در 25 می سال 1938 به دنیا آمد. پدرش کارگر چوب‌بری بود و مادرش در رستوران پیشخدمتی می‌کرد. در 7 ژوئن 1957 یعنی زمانی که 19 سال بیش‌تر نداشت با ماریان برک 16 ساله ازدواج کرد و هنوز بیست سالش تمام نشده..

    ادامه...

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

30 جایزه 100 هزار تومانی

برای 30 نفر در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 1581
  • بازدید دیروز: 5705
  • بازدید کل: 6966973