Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

تسخیرشدگان- قسمت دوازدهم

تسخیرشدگان- قسمت دوازدهم

نوشته:داستایوسکی
ترجمه:دکترعلی اصغرخبرزاده

«نیکلای وسولودوویچ» ابروان را در هم کشید و پس از سه دقیقه تمام که بفکر فرو رفته بود، گفت:

  • می فهمم، مسلم برای خود کشی است. من هم گاهی بفکر خود کشی افتاده ام؛ اما عقیده ای دارم که از خود کشی تازه تر و مترقی تر است؛ جنایتی را، یا بهتر بگویم، یک عمل زشت بسیار شرم آور و مخصوصًا مضحکی را مرتکب شدن، تا در یاد مردم باقی بماند و هزار سال بعد باز هم به گور شما تف بیندازند و شما را بزشتی یاد کنند! در صورتی که با خود کشی یک گلوله به شقیقه خود خالی می کنید و دیگر هیچ چیز برای شما وجود ندارد؛ از من می پرسید که آنگاه برای شما چه نفعی در بردارد که مردم هزار سال بشما لعنت بفرستند و دشنام دهند؟ هان؟

«کیریلوف» پس از تفکر گفت:

  • اینرا «یک فکر مترقی و نو» می نامید؟
  • من نمی نامم... هنگامی که به تفکر پرداخته بودم، یک فکر و اندیشۀ کاملا نوی را احساس کردم...

«کیریلوف» سخن او را برید:

  • شما «فکر و اندیشه» ای را احساس کردید؟ بسیار خوب. از روز ازل افکار و اندیشه هایی وجود دارند که ناگهان کاملا نو و تازه جلوه می کنند. این درست است! من اکنون چیزهای بسیاری می بینم و می فهمم گویی که نخستین بار است که آنها را می دیدم و می فهمیدم.

«استاوروگین» بی اینکه به سخنان او گوش دهد، همچنان فکر خود را دنبال می کرد و بنوبۀ خود حرف او را برید و گفت:

  • تصور کنید که در کرۀ ماه سکونت دارید. فرض کنیم همۀ این رذالت ها و پستی های مسخره را در آنجا مرتکب شده اید. کاملا میدانید که مدت هزار سال در سراسر کرۀ ماه شما را ریشخند خواهند کرد و لعنت خواهند فرستاد. اما اکنون شما در کره زمین بسر می برید و کرۀ ماه را از اینجا تماشا می کنید. در اینصورت، دسیسه ها و نیرنگ هایی را در آنجا بکار برده اید و ساکنانش مدت هزار سال لعن و نفرینتان کردند، برای شما چه اهمیت دارد؟ هان؟
  • نمیدانم.- و فقط برای اینکه قضیه را تصدیق کرده باشد، بدون تمسخر افزود؛- هرگز در کرۀ ماه نبوده ام.
  • این کودکی که چند لحظۀ پیش اینجا بود، بچۀ کیست؟
  • سه روز است که زن برادر پیرزن... نه، میخواهم بگویم، عروس اش ... اهمیتی ندارد... باینجا آمده است؛ بیمار است و با وجود این بچه، در بستر افتاده است و از درد معده رنج میبرد و هنگام شب زیاد فریاد می کشد. وقتی که مادر میخوابد پیرزن کودک را پیش من میآورد، آنوقت من با این گوی با او بازی می کنم. آنرا در «هامبورگ» خریده ام، برای اینکه با آن ورزش کنم، آنرا پرتاب کنم و دوباره بگیرم. این کار، ستون فقرات را محکم می کند. او دختر بچه ایست.
  • شما بچه ها را دوست دارید؟

«کیریلوف»، خونسرد جواب داد:

  • انها را دوست دارم.
  • پس، زندگی را دوست دارید.
  • زندگی را دوست دارم، خوب، مقصودتان چیست؟ ...
  • اما اگر قصد داشته باشید، خود کشی کنید؟
  • خوب، بعد؟ چرا دو مسأله را در هم می آمیزید؟ زندگی یک چیز است و آنچه که شما می گوئید، چیزی دیگر. زندگی وجود دارد؛ مرگ وجود ندارد!
  • شما اکنون به یک زندگی آتی و ابدی اعتقاد دارید؟
  • نه، نه به یک زندگی آتی بلکه به یک زندگی زمینی و ابدی. زندگی از لحظات تشکیل یافته... شما به یکی از این لحظات واصل می شوید و ناگهان زمان می ایستد، همین ابدیت است.
  • امید دارید که به یکی از این لحظات واصل شوید؟
  • بله.

«نیکلای وسولودوویچ» با لحنی متفکر و آرام که هیچ نشانۀ تمسخر در آن پدیدار نبود، گفت:

  • در عصر ما اینکار بسیار دشوار است. در انجیل یوحنا، فرشته قسم یاد کرده است که دیگر زمان وجود نخواهد داشت.
  • میدانم. این مطلب بجای خودش بسیار درست است. روشن و درست. هنگامی که انسان به سعادت کامل رسید، دیگر زمان وجود نخواهد داشت؛ دیگر بزمان احتیاج نیست! اندیشۀ بسیار خوبیست.
  • آنگاه، زمان را در کجا نهان خواهند کرد؟
  • هیچ جا! زمان یک شیئی است؛ آن یک اندیشه است. این اندیشه بتنهایی در روح بخاموشی می گراید.

«استاوروگین» با تأسف آمیخته با حقارت گفت:

  • باز هم فلسفه! همان مطالب همیشگی! از ابتدای تاریخ همیشه یکنوع مسائل و موضوعات مطرح میشود.

«کیریلوف» با چشمان درخشان گویی به پیروزی دست یافته است، جواب داد:

  • همیشه همان مسائل و موضوعات؛ بله از ابتدای تاریخ همین مسائل مطرح است و بس.
  • «کیریلوف»، بنظرم میآمد که شما خوشبخت اید؟
  • بله، بسیار خوشبخت.

برای شرکت در مسابقه و پاسخ به سوالات وارد سایت شوید اگر عضو نیستید ثبت نام کنید


  • منبع: کتاب تسخیرشدگان، انتشارات آسیا
  • تاریخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 - 09:55
  • صفحه: ادبیات
  • بازدید: 505

یادبان، نکوداشت یاد رفتگان

ارسال نظر

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

2 جایزه 500 هزار تومانی 

10جایزه 100 هزار تومانی

در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 1136
  • بازدید دیروز: 15014
  • بازدید کل: 12337804