Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

کاغذ دیواری. نویسنده: دنیز وودز. مترجم: اسدالله امرایی

کاغذ دیواری. نویسنده: دنیز وودز. مترجم: اسدالله امرایی

مارشا نامه ها را تک تک به دیوار می چسباند ؛ کاغذ دیواری مکتوب ، از سقف تا کف از این سر دیوار تا آن سر دیوار ، کلمه ها او را در محاصره داشتند .

نامه ها مرتب می رسید . او از بورمیو می نوشت ؛ از کوه های برف پوش و سفید منطقه الپ که آسمانش هم قندیل می بست . از خیابان ها می نوشت که پر از اسکی باز بود و مربیان اسکی با لباس های مخصوصشان به رنگ سوسیس این سو و آن سو می رفتند . شب های شکننده را چنان توضیح می داد که حال و هوای آن را از خش خش لوازم التحریر حس می کردی . نامه های پاکت سر خود پست هوایی سبک . بعد هم نامه های بلند و خوش خط رسمی با رعایت اصول نامه نگاری . انگار هیچ راهی باقی نمانده بود جز نوشتن افکار و عقاید خودش در قالب جملات مطنطن و بندهای منظم و چشمنواز . توضیح می داد که در بورمیو سراغ مجتمعی تفریحی با حوضچه ای شبیه نعلبکی رفته که همه امکانات در آن مهیا بوده است؛ از جمله چشمه های آبگرم و سرسره مخصوص بچه ها و جمعیتی که هی می رفتند و هی بر می گشتند. سرآشپز ماهری بود و ته چین خوشمزه ای درست می کرد که خوردنش عضلات خسته را حال می آورد و ضمادهایی که درد زخم های جسمی را تسکین می بخشید. خیلی دلش می خواست مثل مهمان های خودش فصلی باشد؛ یعنی راه بیفتد یا چه می دانم برود به خانه؛ پیش از این که کوه پیمایان و گیاه شناسان از راه برسند. اصرار داشت و می دانست که برای خاطر او نمی آیند؛ برای بهارهای باصفای کوهستان و شنیدن صدای زنگوله گاوها در تابستان می آیند. با این همه، نامه هایی پر از گل های خودرو و کوهپیمایان از راه می رسند. تابستان ها می شود با خیال راحت در چشمه ها وول بخوری، بی آنکه مفَت آویزان شود و یخ بزند مثل قندیل. به شوخی می گفت: «جای عینک های ریبن مربیان اسکی را کوهنوردانی می گیرند که پوستشان در آفتاب سوخته است...»

هنوز هیچ خواستگاری ندارد، ولی شاید امیدی در نامه ها موج بزند؛ درست مثل بوی آویشن که در مسیر بریمو در هوا می پیچد. تنها عباراتی گذرا که از سر اشتیاق به زبان می آید و تنها نگاه های حسرتبار گاهی به اینجا می افتاد؛ به این آپارتمان تک خوابه با تخت دیواری و باریک که به دیوار پرچ شده بود و به جای کاناپه هم از آن استفاده می کردند و از پنجره پشتی آن منظره ییلاق دیده می شد. همه اینها مرتب و منظم به خط خوش نوشته شده؛ با خط خوش بر یک روی کاغذ. مارشا کلی عشق می کرد با هر بسته پستی که می رسید و تمبر مهر شده لومباردی را روی آن می دید. پاکت را که باز می کرد، پر بود از مهربانی؛ عزیزم و آخرش هم امضایی مهربانانه. درست به این می مانست که اشتراک مجله گردشگری ماهانه را گرفته باشی. گاهی هم از این داستان های عشقی آبکی بود، با سر و صورت آفتاب سوخته آدم ها و رفتارهای کودکانه ... اما یک چیز سر جایش ثابت بود؛ کوهستان؛ کوهستانی که احاطه اش می کرد و جابه جا رد چوب های اسکی روی برف سنگین کوبیده آن به چشم می آمد. اگر هم برفی نبود، به خاکستری می زد. این ها را می نوشت و هر جا تکه ای خالی روی دیوار گیر می آورد، به دیوار می چسباند. مارشا نامه ها را تک تک به دیوار می چسباند؛ کاغذ دیواری مکتوب، از سقف تا کف، از این سر دیوار تا آن سر دیوار. کلمه ها او را در محاصره داشتند، هر کدام انگار قصه ای در خود جا داده بودند و از این سر آپارتمان نقلی تا آن سرش مثل کاروانی که از بیابان می گذرد، داستانی در خود نهفته داشتند. میان این گرداب نوشته ها می خورد و می خوابید، لذت می برد و رویا می بافت و هر نامه ای را که با حال و هوایش جور در می آمد با صدای بلند می خواند. در یک روز سخت، دلش می خواست راه بیفتد و قسمت های قدیمی شهر بورمیو را در فصل بهار ببیند و یک دل سیر سیاحت کند. مناره های کلیسا بالای سر و سنگفرش زیر پایش وامیرفت. روزی فرحبخش بود و رفت بالا به سمت برف های باقی مانده و مخروطه های برف و یخ؛ رفت تا سر بخورد. حفظ تعادل در این مسیرهای ناهموار خیلی سخت به نظر می رسید. همین باعث می شد که این جا بند شود توی آپارتمان نقلی در بورمیو؛ در دنیای آرام و آغشته به جوهر چشم اندازهای یک نفر دیگر. هیچ وقت به صرافت نیفتاد جواب نامه ها را بدهد. گاهی، نه البته همیشه، فکر می کرد که نامه ها را کی نوشته و قرار بوده به دست کی برسد.

برای شرکت در مسابقه و پاسخ به سوالات وارد سایت شوید اگر عضو نیستید ثبت نام کنید


اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

30 جایزه 100 هزار تومانی

برای 30 نفر در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 17505
  • بازدید دیروز: 10223
  • بازدید کل: 5946323