Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

ادبیات

بازدید: 33927

  • ماسه. نویسنده: آلیس مونرو. مترجم: گیل آوایی.
    ماسه. نویسنده: آلیس مونرو. مترجم: گیل آوایی.

    آن زمان ما در کنار یک گودال ماسه ای زندگی می کردیم. نه گودال عمیقی که با بیل های مکانیکی غول پیکر کنده باشند. فقط گودال کوچکی که باید توسط یک کشاورزی سالها پیش کنده شده باشد...

    ادامه...
  • ما آدم نمی‌شیم! نویسنده: عزیز نسین. مترجم: احمد شاملو.
    ما آدم نمی‌شیم! نویسنده: عزیز نسین. مترجم: احمد شاملو.

    بغض گلومو گرفته بود، کم مونده بود از شدت عصبانیت داد بزنم، می‌دانستنم این مقدمه چه موخره‌یی به دنبال داره...

    ادامه...
  • آدم حلال‌زاده.  نویسنده: عزیز نسین. مترجم: احمد شاملو
    آدم حلال‌زاده. نویسنده: عزیز نسین. مترجم: احمد شاملو

    می‌دونی از چیش خیلی خوشم میاد؟... از رُک‌گویی‌ش... هر چی تو دلشه، میاره رو زبونش... ولی نمی‌دونم این حقه‌بازی‌ها چیه دیگه درمیاره؟... به خودش بگی، میگه: «نزاکته!»... ولی این کلاه‌ها سر کی می‌ره؟... حقه‌بازه، اونم از اون حقه‌بازها...

    ادامه...
  • شور و شوق. نویسنده: آلیس مونرو. مترجم: دنا فرهنگ

    معلوم بود که حتی به نظر کسی که شغلش درس دادن بود درس خواندن با زندگی کردن یکی نبود و مثل بقیه فکر می‌کرد کاری که گریس می‌کند دیوانگی است.

    ادامه...
  • اسطوره چیست؟! نویسنده: بهار مختاریان

    یک اسطوره چیست؟ آیا اسطوره بیانی رمزگونه دارد؟ آیا اسطوره دارای زبانی تصویری است؟ اگر چنین است چگونه می توان زبان تصویری اسطوره را دریافت؟ اینها نمونه ای از پرسشهایی است که در تاریخ پژوهش های اسطوره شناسی و مطالعات اسطوره ای درباره اسطوره مطرح است.

    ادامه...
  • عشق!!!

    هر کس که عشق را تعریف کند، آن را نشناخته، و کسی که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد، آن را نشناخته، و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم، آن را نشناخته، که عشق شرابی است که کسی را سیراب نکند.

    ادامه...
  • آواها. نویسنده: ولادیمیر ناباکوف. مترجم: حسن فیضی

    من راست به صورت‌ات نگاه می‌کردم. با تمام روحم، یک‌راست نگاه می‌کردم. برخوردم به تو. چشمانت روشن و زلال بودند، انگار که غشای نازک یک ورق ابریشمی -شبیه رویه‌ی کتاب‌های گران‌بها- می‌لرزاندشان و برای اولین بار، صدای تو بسیار شفاف بود.

    ادامه...
  • عرق. نویسنده: ژورژه آمادو. مترجم: جواد فغانی

    حالا دیگر مرد دیر به خانه می‌رفت و پس از آنکه زن ایتالیایی به خواب می‌رفت، به خانه می‌آمد. تلاش برای گیر آوردن کمی پول یا دنبال اتاق بودن و اسباب‌کشی کاری بس بیهوده بود. کارش پرسه‌زدن توی خیابان شده بود. برای یک نخ سیگار به گدایی می‌افتاد و ...

    ادامه...
  • شبی سرد در اوایل بهمن ماه. نویسنده: سپهر رادمنش

    درد از صبح امانم را بریده. تا دَم دَم های غروب به امید بهبودی تحمل می کنم، ولی حاصل نمی شود. در حالی که از درد دندان به خود می پیچم، با یک تصمیم انقلابی، عزم رفتن نزد دکتر می کنم. پس به سوی مرکز تخصصی دندان پزشکی دکتر زمرد روانه می شوم...

    ادامه...
  • ایما و اشاره‌ها. نویسنده: ولادیمیر ناباکوف. مترجم: مریم خوزان

    ولادیمیر ناباکوف (Vladimir Nabokov) در سال 1899 در سنت پترزبورگ روسیه به دنیا آمد. در کودکی سه زبان روسی و فرانسه و انگلیسی را آموخت. در سال 1919 به انگلستان رفت و در سال 1922 از کالج ترینیتی کمبریج در رشته زبان‌های رومی و اسلاوی فارغ‌التحصیل شد.

    ادامه...
  • دید و بازدید عید. نویسنده: جلال آل احمد

    دور تا دور میزگرد، پر از شیرینی فرنگی و آجیل های خوش خوراک، از همه قماش مردمی یافت می شد. حتی آخوند، منتهی به لباس معمول و متجدد.

    ادامه...
  • گلدان چینی. نویسنده: جلال آل احمد

    - آقا نگذارید پیاده بشه تا من پاسبان بیارم و از همه ی اهل ماشین شهادت بگیرم ...

    ادامه...

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

30 جایزه 100 هزار تومانی

برای 30 نفر در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 2832
  • بازدید دیروز: 4784
  • بازدید کل: 6978839