Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

معرفی انواع سبک های نقاشی- قسمت دوم

معرفی انواع سبک های نقاشی- قسمت دوم

اکسپرسیونیسم

اکسپرسیونیسم یا هیجان‌ نمایی نام یک مکتب هنری است. در آغاز قرن بیستم، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام‌آرام مکتب «اکسپرسیونیسم» از دل آن بیرون آمد. واژهٔ اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه» به کار رفته است. اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود. به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می‌گیرد. اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه‌ای عاری از طبیعت گرایی که می‌خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است. عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانهٔ حکومت‌ها، مقررات غیرانسانی کارخانه‌ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند. این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قم مو و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می‌کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می‌کردند.

نمونه آثار این سبک :

 
 

اکپرسیونیسم انتزاعی

اکسپرسیونیسم آبستره یا هیجان‌نمایی انتزاعی شیوهٔ هنری نوینی است که از دههٔ ۱۹۴۰ در نیویورک، متأثر از دو شیوهٔ هیجان‌نمایی (اکسپرسیونیسم) و فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) پا گرفت؛ در این طرز بیان تلاش می‌شود تا شکل و فضا از قید بازنمایی عینی و سنتی رها شود. به دلیل گرد هم آمدن هنرمندان این مکتب در شهر نیویورک، هیجان‌نمایی انتزاعی گاه با عنوان مکتب نیویورک نیز شناخته می‌شود.

در حوزه نقاشی، هیجان‌نمایی انتزاعی مکتبی است که در سال ۱۹۱۲ با انتشار مجلهٔ سوارکار آبی از مکتب هیجان‌نمایی ایجاد شد. پیشوایان این مکتب واسیلی کاندینسکی، پل کله و فرانز مارک در مونیخ بودند.

نمونه آثار این سبک :

 
 

کوبیسم (حجم گری)

در لغت کوبیسم به معنای مکعب گری است و به شیوه ی از نقاشی گفته می شود که در سال ۱۹۰۷ پیکاسوی اسپانیایی و براک مطرح کردندمعمولا هنر شناسان سزان را پدر کوبیسم دانسته اند و معنقدند که یکی از عوامل بوجود آمدن این سبک جمله ی معروف سزان است ” باید همه ی مشهودات را به واسطه ی حجم های هندسی منظم چون استوانه وکره و مخروط را به تصویر در آورد”انواع کوبیسم:۱- کوبیسم سزانی:در این نوع کوبیسم عناصر تابلو همان اشکال استوانه و مخروط و مکعب شکسته شده است و در کلموضوع تابلو مشخص است.۲-تحلیلی:در این کوبیسم شکل اصلی در شکل های مکعبی حل می شود.۳-ترکیبی:در این کوبیسم از مواد و عناصر مختلف در تابلو تر کیب می شود.از خواسته های نقاشان کوبیسم این بود که آنها بتوانن علاوه بر نز مایش وجهی از شئ پشت و پهلوی آن را نیز به نمایش بگذارند.وآثار این دوران ترکیبی از سطوح شکسته که نه تنها نشانی از شی مورد نظر نداشت بلکه دیگر رنگ نیز در ان ها به حد اقل رسید و ضعیف شده بود.نمونه آثار این سبک :

فوتوریسم

فوتوریسم یا آینده‌ گری یکی از جنبش‌های هنری اوایل قرن بیستم بود. مرکز این جنبش در ایتالیا بود و در کشورهای دیگر از جمله روسیه نیز فعالیت داشتند. فوتوریست‌ها در بسیاری از زمینه‌ها مانند ادبیات، نقاشی، عکاسی، مجسمه‌سازی، سفالگری، تئاتر، موسیقی، معماری و حتی آشپزی فعالیت داشته‌اند.فیلیپو تومازو مارینتی با انتشار بیانیهٔ فوتوریسم در سال ۱۹۰۹ در روزنامه فیگارو فعالیت جنبش را رسماً آغاز کرد. در آن بیانیه، مارینتی نوشته بود که فوتوریست‌ها از هنر گذشته بیزارند و دغدغه‌های اصلی این جنبش، پویایی، سرعت و تکنولوژی است. برای فوتوریست‌ها ماشین، هواپیما و شهرهای صنعتی نشانه‌های بسیار مهمی بودند چراکه آن‌ها پیروزی انسان بر طبیعت را نشان می‌دادند.نمونه آثار این سبک :
 

ورتیسیسم

ورتیسیسم یا دَوَران‌گری یک جنبش هنری کوتاه مدت بود که در اوایل قرن بیستم در بریتانیا و تحت تأثیر حجم‌گرایی و آینده‌گری به‌وجود آمد. نام «ورتیسیسم» را ازرا پاوند در سال ۱۹۱۳ به این جنبش داد، اما مهم‌ترین هنرمند این جنبش ویندهم لوئیس بود که از یک سال قبل نیز به این سبک نقاشی می‌کرد.اگرچه دوران‌گری از درون حجمگری درمی‌آمد، اما به پویایی و دیگر ملاک‌های آینده‌گری نزدیکتر بود. تفاوت اصلی دوران‌گری با آینده‌گری در شیوهٔ نشان دادن حرکات است. در دوران‌گری زندگی مدرن به‌وسیلهٔ یک سری خط کلفت نشان داده می‌شود که چشم را به مرکز تابلو هدایت می‌کنند. دیگر مشخصه‌های این سبک استفاده از کمان‌ها و زاویه‌های چندگانه بر سطحی تخت، به‌منظور پدیدآوردن تجسمی از دَوَران یا اِلقای چرخش و التهابی گرداب‌مانند است.تنها نمایشگاهی که از آثار دوران‌گرها برگزار شد در سال ۱۹۱۵ در نگارخانه «دوره» بود. بعد از آن به‌خاطر جنگ جهانی اول این جنبش از میان رفت. هرچند در سال‌های بعد از جنگ «گورو اِکس» سعی کرد این جنبش را دوبازه زنده کند، اما نتوانست.برای مدت کوتاهی آلوین لنگدون کابرن به این گروه پیوست. در واقع او یک سری وُرتوگراف تجربی تهیه کرد. احتمالاً اولین عکس‌های انتزاعی با استفاده از سه آیینه متصل به هم مانند کالیدوسکوپ تهیه شده‌اند. دوربین از میان این آرایش به محدوده‌ای که شیشه، چوب و امثال آن جای داده شده بود نگاه می‌کرد.نمونه آثار این سبک :

 

 

رُمانتیسم

رمانتیسیسم یا رُمانتیسم یا رمانتیسیزم عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد.رمانتیسم جنبه‌های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوب‌های تصویرگری‌های سنتی، به تحقق بخشیدن ایده‌های شخصی خود پرداختند.رمانتیسیسم را همان‌طور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری به‌شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم می‌شود: یکی دستهٔ خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اَشکال)، و دوم دستهٔ احساسات یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها.رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری (به طور بهتر، عقلانی) بود. گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد.رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری می‌دانند. برلین، به‌خصوص، علاقه‌مند به استفاده از چنین لفظی برای اشاره به این جنبش بود. درحالی‌که روشنگری نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند. در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص بودن فرهنگ‌های بومی، تنوع و تکثر زبان‌های بشری، هویت‌های محلی و منحصربه‌فرد بودن آدمیان ستایش می‌شد.نمونه آثار این سبک :

برای شرکت در مسابقه و پاسخ به سوالات وارد سایت شوید اگر عضو نیستید ثبت نام کنید


یادبان، نکوداشت یاد رفتگان

ارسال نظر

اطلاع رسانی

کافه خوندنی

مقاله بخوانید، جایزه نقدی بگیرید

2 جایزه 500 هزار تومانی 

10جایزه 100 هزار تومانی

در هر ماه

برای ثبت نام کلیک کنید

اعضا سایت، برای ورود کلیک کنید . . . 

 

اطلاع رسانی

آمار

  • بازدید امروز: 2493
  • بازدید دیروز: 5788
  • بازدید کل: 12117285